گیتار – آموزش خوشنویسی
بخت آیینه ندارم که در او مینگری خاک بازار نیرزم که بر او می گذری من چنان عاشق رویت که زخود بی خبرم تو چنان فتنه ی خویشی که ز ما بی خبری به چه مانند کنم در همه افاق تو را کانچه در وهم من آید تو از آن خوبتری خفتگان را خبر از […]
آواز_ گیتار
اچار تو را دلبر ما باید بود اول رخ خود به ما نبایست نمود تا آتش ما جای دگر گردد دود اکنون که نمودی و ربودی دل ما ناچار ترا دلبر ما باید بود یا رب تو چنان کن که پریشان نشوم .
بداهه نوازی
سبت عشق به من نسبت جان است به تن تو بگو من به تو مشتاق ترم یا تو به من باز با گریه به آغوش تو برمیگردم چو غریبی که خودش را برساند به وطن شعر: فاضل نظری بداهه نوازی: استاد پرویز نجف پور @parviznajafpour
گیتارنوازی _ آواز
تو بر من تا توانی ناز می ساز که تا جانم بر آید می کشم ناز منم عاشق مرا غم سازگار است تو معشوقی ترا با غم چه کار است تو گر سازی و گر نه من بر آنم که سوزم در غمت تا میتوانم مرا گر نیست دیدار تو روزی تو باقی باش در […]
همنوازی گیتار و تمبک
همنوازی گیتار و تمبک ترکیبی جالب و غنی از دو فرهنگ موسیقیایی متفاوت را به نمایش میگذارد تمبک با قابلیت های ریتم سازی پیشرفته و تکنیک های متنوع میتواند پایه ای ریتمیک و پر جنب و جوش برای گیتار فراهم کند در این ترکیب تمبک میتواند نقش پاسخگو به ملودی های گیتار را بازی کند […]
به مناسبت زادروز فردوسی حکیم
تو را دانش و دین رهاند درست در رستگاری بباید جست و گر دل نخواهی که باشد نژند نخواهی که دائم بوی مستمند به گفتار پیغمبرت راه جوی دل از تیرگی ها بدین آب شوی دلت که به راه خطا مایل است ترا دشمن اندر جهان خود دل است موسیقی و خوشنویسی: استاد پرویز نجف […]
موسیقی بیکلام (سازدهنی گیتار)
فواید و تاثیرات موسیقی بی کلام بر جسم و روان انسان موسیقی بیکلام باعث ایجاد آرامش میشود. تمرکز را افزایش میدهد. به بهبود حافظه کمک میکند و حتی باعث کاهش درد در بیماران میشود این موسیقی احساسات و ارتباطات بین المللی را از طریق صداهای سازها منتقل میکند. موسیقی بیکلام به بهبود خواب شما کوک […]
اجرای آهنگ کودکانه
کودکانه شاعر: شهریار قنبری آهنگساز: اسفندیار منفردزاده خواننده: فرهاد مهراد هنرجو: ساسان ستار زاده استاد: پرویز نجف پور
آواز گیتار سازدهنی
بس توبه و پرهیزم کز عشق تو باطل شد من بعد بدان شرطم، کز توبه بپرهیزم در شـهر به رسوایی، دشمن به دفَم بَرزَد تا بر دفِ عشــق آمد، تیرِ نظرِ تیزم گفتی به غمم بنشین یا از سرِ جان برخیز فرمان برمت جانا! بنشـینم و برخیزم شعر: سعدی